causeuse انرژی زندگی متولدین افراد باهوش

causeuse: انرژی زندگی متولدین افراد باهوش افراد خوشبخت متولدین سال خروس سرگرمی فال

گت بلاگز اخبار اجتماعی رئیس‌جمهور گفت از محیط‌زیست برو / ابتکار

این نخستین گفت وگوی تفصیلی با معصومه ابتکار بعد از استقرار در معاونت امور زنان و خانواده هست. در شرایطی که ابتکار هنوز مشغول رصد حوزه زنان هست، تلاش می کند از

رئیس‌جمهور گفت از محیط‌زیست برو / ابتکار

ابتکار: مدیر جمهور گفت از محیط زیست برو

عبارات مهم : خانواده

این نخستین گفت وگوی تفصیلی با معصومه ابتکار بعد از استقرار در معاونت امور زنان و خانواده هست. در شرایطی که ابتکار هنوز مشغول رصد حوزه زنان هست، تلاش می کند از واژه ها به گونه ای استفاده کند که معاونت هر لحظه پرحاشیه زنان دچار چالش بیشتری نشود.

رئیس‌جمهور گفت از محیط‌زیست برو / ابتکار

ابتکار صریح و بي پرده می گوید محیط زیست برایش کم اهمیت تر از حوزه زنان نیست… شاید این حوزه آن قدر بااهمیت است که با ورود خبرنگار به دفترش و نقش گوزن های کوچک روی کیف او، نخستین سخنش این باشد: عجب! چه کیف دوستدار طبیعتی.

استقبال از ابتکار در مسئولیت جدیدش در بدو ورود چندان گرم نبود، سایه سنگین شهین دخت مولاوردی در معاونت امور زنان و خانواده و همچنین فرض بر دوربودن ابتکار از این فضا باعث می شد همه تلاش ها جهت منصرف کردن ابتکار از معاونت امور زنان و خانواده صورت بگیرد. با همه اینها ابتکار آمده هست. صریح می گوید دنبال حاشیه نیست، می گوید اصلا قرار نیست فرمان مولاوردی را در این معاونت عوض کند. می گوید برابری خواه هست، ولی این را هم به شیوه خودش می گوید.

این نخستین گفت وگوی تفصیلی با معصومه ابتکار بعد از استقرار در معاونت امور زنان و خانواده هست. در شرایطی که ابتکار هنوز مشغول رصد حوزه زنان هست، تلاش می کند از

ابتکار جهت ادامه راهی که از دولت یازدهم شروع شده است بود، چهار سال وقت دارد. چهار سال جهت اینکه زنان او را به عنوان یک معاون دغدغه مند بپذیرند، وقت کمی نیست. تصویر العمل او به زیاد اتفاقات راجع به زنان به سکوت گذشت، ولی او می گوید حواسش است و می خواهد این راه را دور از دغدغه به آخر برساند. این گفت وگو حاصل یکی، دو ساعت حضور در دفتر معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری است.

زن ابتکار! حالتان در معاونت امور زنان و خانواده چطور است؟

الحمدلله حالم خیلی خوب است و خیلی خوشحالم که این توفیق را دارم که در خدمت بانوان عزیز، خانواده ها و زنان عزیز کشورم باشم. فکر می کنم جایگاه فعلی که دارم، بسیار جایگاه مهمی هست، بسیار مسئولیت سنگینی هست؛ یعنی سنگینی مسئولیت را کاملا احساس می کنم. البته گاهی جایگاه فعلی را با مسئولیت قبلی که داشتم، مقایسه می کنم، ولی اصلا فکر نمی کنم آن مسئولیت مهم تر هست، هر دو حوزه مسئولیت خود را دارند.

رئیس‌جمهور گفت از محیط‌زیست برو / ابتکار

خیلی ها می گویند اینجا مسئولیت سبک تر شده؛ اصلا سبک تر نیست، حیطه مسئولیت شاید خیلی هم گسترده تر هست، ولی ماهیت مباحث تفاوت دارد. ما آنجا بحران های لحظه ای و فرابحران داشتیم که خیلی از آنها از اختیار و کنترل دولت و مجموعه ها خارج بود، ولی اینجا پرسشها و پرسشها وسيع و سنگینی مسئولیت خیلی زیاد است و پرسشها زنان هم خیلی زیاد هست، پرسشها خانواده ها خیلی زیاد هست، ولی من تلاش می کنم از نگاه راه حل ها، امید و با مثبت اندیشی به عنوان نگاه کنم، چون قرار است اتفاقات خوبی با کمک خود زن ها، با کمک دستگاه ها، با کمک فعالان این حوزه و شرکت های مردم نهاد، تشکل ها و رسانه ها بیفتد، بنابراین بسیار امیدوارم به آینده.

آقای روحانی هنگامی که شما را دعوت کردند تا راجع به تحویل شرکت محیط زیست صحبت کنید، چه گفتند؟

آقای روحانی گفتند شما قرار است در محیط زیست نباشید، من هم گفتم خدا را شکر (خنده) چون آنجا خیلی تحت فشار بودم، خیلی. به هرحال ما آنجا سیاست هایی را جهت قانونمندکردن پرسشها محیط زیست کشور كه بعد از دوره ای کلا همه چیز رها شده است و آسیب ها خیلی شدید بود، دنبال می کردیم. بخشی از آن سیاست ها ترویجی بود، بخشی از آنها فرهنگی؛ ولی در کنار اینها یک سری ضابطه گذاری ها و اجرای ضوابط هم داشتیم؛ جهت اینکه به هرحال اگر در محیط زیست بخواهیم مدیریت و حفاظت صحیح شود، بخش مهمی از آن بحث مقررات و ضوابط است و همین طور اجرای صحیح آن مقررات و ضوابط و این هم لازمه اش این است که ما قوانین را جدی و جلوی تخلفات را بگیریم، جلوی آسیب ها را بگیریم. این به مذاق خیلی ها خوش نمی آمد و ما خیلی تحت فشار بودیم، به هرحال من از این بابت نخستین واکنشم این بود که گفتم خدا را شکر، یعنی ممنون.

این نخستین گفت وگوی تفصیلی با معصومه ابتکار بعد از استقرار در معاونت امور زنان و خانواده هست. در شرایطی که ابتکار هنوز مشغول رصد حوزه زنان هست، تلاش می کند از

برایتان عجیب نبود که شما را از محیط زیست، به معاونت زنان ببرند؟ شما را به عنوان بانوی محیط زیست کشور عزیزمان ایران می شناسند؛ بگذارید کمی واقعی حرف بزنیم؛ اینکه می گویند محیط زیست ظرافت دارد را رها کنیم، اتفاقا محیط زیست جهت شما زمخت هم بود، کم هم مورد هجمه قرار نگرفتید… به هرحال عجیب نبود این جابه جایی؟

بله، من هم اول خیلی شوکه شدم، چون اصلا فکر نمی کردم. در همان جلسه اول سکوت کردم و ایشان گفتند نتیجه؟ گفتم اجازه بدهید فکر کنم، چون من راجع به این عنوان هیچ فکری نکردم و ایشان اشاره کردند که شما سابقه دارید در این حوزه. گفتم بله، من هم سابقه دارم و هم حوزه ای بوده که مورد علاقه من بوده و هیچ وقت هم به آن مفهوم رهایش نکردم. ولی اجازه بدهید راجع به این عنوان فکر و بررسی کنم که تقریبا یک هفته ای طول کشید تا به یک جمع بندی رسیدم. درواقع برایم یک جور بازگشت به اصل، بازگشت به خویشتن خویش بود. نخستین جرقه های فعالیت من طبعا سیاسی بود؛ سال ٥٨ و دانشجوهای خط امام. ولی بعد از آن هم مقطعی فرهنگی بود، روزنامه نگاری بود و… و بعد از آن من عملا در کنار کارهای علمی و دانشگاهی ام، رفتم در حوزه زنان و این هم باز خیلی تقدیری بود.

رئیس‌جمهور گفت از محیط‌زیست برو / ابتکار

این جهت همان دوره خواهر مِری است؟

بعد از دوره خواهر مِری که من با آقای خاتمی یک سال ونیم در مؤسسه کیهان بودم و سردبیری روزنامه کیهان انگلیسی را برعهده داشتم و بعد از این تقریبا سال ٥٩، ٦٠ بود که به دانشگاه برگشتم و داشتم درس می خواندم، بعد از کیهان آمدم بیرون و داشتم درس می خواندم که آقای خاتمی پیشنهاد دادند و گفتند سومین اجلاس جهانی زن در نایروبی برگزار می شود، من می خواهم شما عضو هیئت رسمی جمهوری اسلامی کشور عزیزمان ایران باشید، همان وقت برایم حکم زدند و من به عنوان عضو هیئت به این سفر رفتم که خیلی سخت هم بود، چون هنوز آن موقع کار خاصی در حوزه زنان انجام شده است بود و روی عنوان این سفر هم اصلا کار آماده سازی نشده بود و اجلاس خیلی بزرگی بود و یک بخش بزرگ غیردولتی و یک بخش بزرگ دولتی داشت و متأسفانه آماده سازی نبود. در همان سال های اول بعد از انقلاب بود؛ سه، چهار سال از انقلاب گذشته بود.

هنوز این بخش های مرتبط با فعالیت های زنان شکل نگرفته بود. آقای خاتمی دفتری را زده و تازه شروع کرده بودند، باز هم درایت خاص ایشان بود فکر کنم که تعیین کردند واقعا یک هیئت به نایروبی برود و آنجا که ما رفتیم، دیدیم که چقدر این حوزه مهم هست، چقدر بحث های زنان، جهانی هست؛ هم در بخش غیردولتی و هم در بخش غیردولتی، من با خیریه ها به صورت شخصی ارتباطاتی داشتم؛ مادرم خیریه بنیاد زینب کبری را در سال ١٣٥٨ تأسیس کرد. در جریان کامل فعالیت هایش بودم. یک انجمن زنان نیروی کار در مقطع انقلاب داشتم و چند سال بعد از انقلاب بود که در جریان آن بودم. انجمن خیریه کهریزک که مرحوم زن بهادرزاده تأسیس کرده بود که یک خیریه بود جهت معلولان و سالمندان.

همین طور خاله ام، مرحوم زن مهری ضابطیان؛ ایشان هم بنیاد خیریه حضرت خدیجه را تأسیس کردند. در جریان این تحولات بخش غیردولتی و خیریه زنان هم بودم و از نزدیک می دیدم که چه جنب وجوشی داشتند. درست هست، شاید با آرزوی بزرگ ها و مفاهیم انقلاب خیلی فاصله داشت؛ به عنوان نمونه مادر هنگامی که بنیاد زینب کبری را تأسیس کرد، اصلا اندیشه دکتر شریعتی بعد زمینه ذهنش بود؛ چون خودش و یکی از شاگردانش از نسلی بودند که با دکتر و با کلاس های دکتر و حسینیه ارشاد نزدیک بودند. این ارتباط از طریق کتاب ها ایجاد می شد؛ البته من این توفیق را داشتم که در جلسات خدمت دکتر برسم؛ ولی سن ما اقتضا نمی کرد آن قدر بتوانیم درک کنیم.

وقتی رفتیم آنجا، بخش غیردولتی حرف جهت گفتن داشتیم؛ به خاص اینکه زن گرجی همراه مان بود و ایشان خیلی کمک کرد و واقعا به ما آنجا اعتبار نظری داد؛ وگرنه ما خیلی دستمان خالی بود و بخشی از آن سخت بود. جهت اینکه هماهنگی قبلی نشده بود؛ دانشگاه نایروبی محل فعالیت ان جی اوهای متعددی از کشورهای متفاوت دنیا بود و خیلی شرایط مشکل داشتیم و بعد از آن هم به همان تیم مأموریت داده شد که مذاکرات دولتی هم انجام دهید که خیلی سخت بود؛ چون اصلا تجربه این کار را هیچ کس در هیئت نداشت و ما درواقع آنجا تازه کارورزی کردیم و با اینکه به عنوان نمونه من آنجا حدود ٢١ سالم بود؛ ولی خیلی آموختنی بود، خیلی سخت بود، خیلی سخت بود؛ ولی واقعا آموختیم. آنجا با مباحث بین المللی در حوزه زنان آشنا شدم.

بعد از بازگشت تصمیم گرفتم سراغ درسم بروم؛ چون این سفر برایم سخت بود و خیلی اذیت شدیم. تصمیم گرفتم دیگر وارد حوزه زنان نشوم و اصلا دیگر در این حوزه فعالیت نکنم و بروم سراغ درس و دانشگاه و زندگی؛ ولی در آستانه اجلاس بین المللی پکن، باز چهارمین اجلاس جهانی زن، دوباره مرحوم زن شهلا حبیبی با من تماس گرفت و من اول مخالفت کردم، اصرار کرد و گفت من می خواهم شما حتما مسئولیت شرکت های غیردولتی را برعهده بگیرید. این در آخرهای ٧٣ و اول ٧٤ بود که من بالاخره با مشورت هایی دوباره در آن جریانی افتادم که تصمیم گرفته بودم اصلا واردش نشوم و آنجا هم دوباره همین اتفاق افتاد؛ ولی با برنامه ریزی قبلی. یعنی آنجا یک سال وقت داشتیم. مرکز هماهنگی شرکت های غیردولتی زنان تأسیس شد که حدود ٧٠ ان جی اوی زنان را شناسایی کردیم و جهت نخستین بار یک بانک اطلاعات و یک شبکه با دولت تأسیس کردیم و به واسطه آن خیریه ها، ان جی اوها، فعالان، حوزه های ارزش و کارهای شان، اقلیت ها را شناسایی کردیم. برایم خیلی خیلی جالب بود و این تبدیل شد به دفتر هماهنگی شرکت های دولتی و بعد این کار را آموزش دادیم. درواقع توان افزایی بود.

شایعه ای است مبنی بر اینکه دوره اول دولت باز هم معاونت زنان به شما پیشنهاد شده است بود و شما نپذیرفتید. تأیید می کنید؟

نه، اصلا چنین چیزی نبود.

زن ابتکار! دلتان می خواست هیچ کدام از این جابه جایی ها اتفاق نمی افتاد و هرکسی سر جای خودش می ماند؟

من دلم هیچ کدام از اینها را نمی خواهد! نه ماندن، نه رفتن. واقعیت این است که هیچ وقت جهت خودم برنامه ریزی نمی کنم؛ چون مسئولیت اصلا چیزی نیست که بخواهد آدم دنبالش باشد یا فکرش باشد. اگر به فرد مسئولیتی داده شد، فکر کرد که می تواند انجام دهد و باید انجام دهد؛ وگرنه فرد خودش نباید جهت این مباحث برنامه ریزی کند؛ چون اینها موقعیت و وقت و پُست و اینها نیست. اینها مسئولیتی است که آدم به هیچ عنوان نباید دنبالش برود؛ چون جز گرفتاری و دردسر و دغدغه، چیزی ندارد. فکر می کردم اگر قرار باشد که چنین اتفاقی بیفتد، آخرش هم من باید تصمیم بگیرم که اگر چنین پیشنهادی به من بشود؛ ولی در معاونت امور زنان و خانواده اصلا فکرش را نمی کردم.

شما در محیط زیست امکانات زیادی در اختیارتان بود و دامنه مسئولیت هم وسیع تر بود؛ ولی اینجا در معاونت زنان هم مسئولیت محدود است و هم امکانات. این برایتان سخت نیست؟

نه، اصلا. می دانید چرا؟ جهت اینکه عنوان را خیلی مهم می دانم، جهت اینکه فکر می کنم اصلا نمی شود اینها را با هم مقایسه کرد. بعضی از مردها و بعضی از زن ها اینجا می گفتند نباید می پذیرفتی و اینجا در شأن شما نبود و من اتفاقا از این خیلی ناراحت شدم و گفتم من راجع به عنوان زنان و این حوزه کار کرده ام و اگر پرسشها را نمی دانستم، شاید چنین تلقی ای می کردم؛ ولی به خاطر انسانیت موضوع- حالا بحث زن بودن که جای خود- نمی شود چنین تفکری داشت که اینجا مهم تر از آنجا نیست و اهمیتی کمتر دارد؛ بنابراین چنین نگاهی را نداشتم.

زن مولاوردی در معاونت زنان بسیار محبوب بود. آمدن شما جهت فعالان حوزه زنان و آدم هایی که اینجا هستند، ایجاد گارد نکرد؟

بله، اولش بعضی از دوستان بحث هایی را مطرح کردند که چرا؟ من گفتم من دنبال عنوان نبودم و نمی خواستم و متأسفانه امکان ادامه حضور زن مولاوردی هم نبود؛ وگرنه من هم فکر می کنم ایشان خیلی هم خوب کار کرد و هم موفق بود و هم دستاوردهای خوبی داشت.نشانه اش هم این است که من اصلا نیامدم اینجا را به هم بریزم، آمدم در خیلی زمینه ها همان مسیر زن مولاوردی را ادامه دهم، در بعضی از مباحث مسیر را بازبینی می کنیم و تلاش می کنیم تقویتش کنیم و به قول معروف با نگاه جامع تر به عنوان نگاه کنیم. در بعضی از مباحث هم ممکن است مسیرهای جدیدی برویم؛ ولی قرار نیست که کلا همه چیز و آدم ها را زیر ورو کنیم و نکردم تا الان و نه قرار است همه چیز را انکار کنیم و گذشته را؛ چون اعتقادی به این عنوان ندارم…

… یعنی اعتقاد دارم زن مولاوردی هم کارهای خیلی خوبی کرده و دستاوردهای خیلی خوبی داشته و باید تا جایی که می شود، تلاش کنیم این دستاوردها را حفظ کنیم.

فعالان زن اصلاح طلب با شما مشورت کردند که این مسئولیت را نپذیرید، درست است؟

بله، صحبت کردند.

همین توصیه به زن مولاوردی هم شد ولی نه شما و نه مولاوردی نپذیرفتید و در دولت ماندید، چرا؟

چون رئیس، مدیر جمهور است (خنده). به هرحال آقای مدیر جمهور به جمع بندی براساس یک سری واقعیت ها رسیده بودند. ما هم بنا نداشتیم با آقای مدیر جمهور در این عنوان تقابل کنیم، یعنی اصلا دلیلی جهت این عنوان نبود.

برخی می گفتند شما دلتان نمی خواهد مقام و قدرت را از دست دهید و به خاطر همین معاونت زنان را پذیرفتید… .

به خاطر کدام قدرت؟ واقعا محیط زیست قدرت بود؟ کسانی که این قضاوت ها را می کنند، یک هفته خودشان را در شرکت محیط زیست جای من می گذاشتند یا یک هفته بیایند اینجا و ببینند. اصلا مسئله ما این است که اینها را پست می بینیم، مسئولیت را پست می بینیم، جایگاه را مقام می بینیم و این وظایف را قدرت می بینیم. درست است این یک نسبتی با مناسبات قدرت دارد، ولی قبل از آن اینها همه مسئولیت های سنگین هست. اگر آدم فکر می کند از عهده اش برمی آید، باید بپذیرد به نظر من، اگر هم فکر می کند که نمی تواند؛ یعنی من یقینا اگر یک حوزه ای بود که یا علاقه ای نسبت به آن نداشتم یا سابقه ای نداشت، یقینا نمی پذیرفتم، یعنی دلیلی نداشتم که بپذیرم، چه نفعی دارد؟ این قدرت زمانی مطرح است که جهت آدم منافع شخصی داشته باشد. من در دوره محیط زیست نه تنها منفعت شخصی نداشتم، بلکه مضرات شخصی و خانوادگی و آسیب های بسیار گسترده ای دیدم؛ بسیار گسترده. آخر قدرت و آن قدرتی که بسیار لذت بخش است و شیرین است و زیر دندان آدم مزه می کند، یک منفعتی دارد، یک نفعی دارد، یک نفع مادی ملموسی دارد؛ حالا نفع معنوی و خدایی اش با خدا که بالاخره اگر آدم فکر کند که دارد با خدا معامله می کند، آن قابل سنجش دنیایی نیست و یک چیز دیگر است.

ولی دنیایی اش را باید ببینیم چه چیزی جهت آدم به دست می آورد. به خاص در حوزه زن ها که کارکردن در این سطح جهت زن ها کار آسانی نیست، چون در کنار همه آنها در موضوعی مثل محیط زیست هر لحظه از من سؤال می کردند جهت چه این همه هجمه است؟ می گفتم عده ای من را با عنوان همان خواهر مِری می بینند و سر عنوان ١٣ آبان و دانشجوهای خط امام كه بودم با من برخورد می کنند، عده ای من را همفکر آقای خاتمی می بینند و به آن علت حمله می کنند. در عنوان محیط زیست هم هرکسی یک جواب ردی از ما می شنید و خلاف قانون و مقررات یک انتظاراتی از ما داشتند و ما می گفتیم نه، آنها هم حمله می کردند. ولی یک بخشی از آن یقینا به خاطر زن بودن بوده هست، یعنی یک بخشی از آن یقینا یک عده ای خیلی دوست ندارند زن ها را در مسئولیت ها و جایگاه های جدی ببینند، تصمیم گیر ببینند و قائل نیستند به این و حالا این نگاه دارد ان شاءالله عوض می شود، یعنی الان با حضور زن ها در معاونت ها، در وزارتخانه ها، قطعا نگاه ها عوض می شود، ولی است و واقعیتی است که ما می فهمیم.

خانم ابتکار! شما آمدید و اینجا مستقر شدید. ولی در تلگرامتان و در اظهارنظرهایی که هنوز طرح می کنید، جای زنان خیلی کم رنگ هست، انگار که هنوز باور نکرده اید که معاون زنان هستید.

اولا من یقینا بعد از دورانی که در محیط زیست بودم، بعد هم شورای شهر کار کردم، نسبت به آن نگاهی که در دوره مرحوم زن حبیبی در بحث زنان داشتم، نگاهم خیلی عوض کردن کرده. فکر می کنم یک تجربه متفاوتی بوده این دوران و تأثیر گذاشته بود روی نگاهم در عنوان پرسشها زنان، یعنی نمی شود چنین تأثیری را انکار کرد. دوم اینکه حتما به محیط زیست هنوز خیلی تعلق دارم و اتفاقا یک بخشی از این تعلق را حس می کنم كه جهت آن نگاه خانمانه و مادری هست، چون فکر می کنم عالی ترین حافظان محیط زیست اگر راه نجاتی جهت کره زمین باشد با نگاه مادرانه هست. من منافاتی بین این حوزه ها با هم هیچ وقت ندیدم.

در محیط زیست هم که بودم نسبت به حضور زنان و مدیریت زنان؛ چون فکر می کنم بالاترین آمار و شاخص مدیریت زنان را در آن دوره در شرکت داشتیم و کاملا هم اعتماد می کردم، هم باور داشتم و هم فکر می کردم حضور زنان و نگاه خانمانه در مدیریت محیط زیست کشور خیلی می تواند کمک کند. بنابراین من این حوزه ها را خیلی جدا از هم ندیدم و نمی بینم. الان هم اینجا نگاهم نسبت به محیط زیست هست، ولی طبعا مأموریتم حوزه خانمانه و خانواده است و حالا اشکال ندارد گاهی اوقات طعم سبز و محیط زیستی هم داشته باشد (خنده).

خانم ابتکار! آیا کامنت های اینستاگرامتان را بستید؟

(خنده) جهت اینکه در محیط زیست حمله ها برنامه ریزی شده است بود؛ اولا که من عمیقا به بحث گفت وگو و نگاه دموکراتیک اعتقاد دارم و بعد اعتقاد به گفت وگو، اعتقاد به بازبودن فضا، نقدپذیری انتقاد نسبت به کار را یک گشایش می دانم، الان هم می دانم و اینکه نقد شود کار، بسیار هم استقبال می کنم.

هم تلاش می کنیم تحمل و آن وسعت دید را داشته باشیم. از روز اولی که رفتم شرکت دیدم متأسفانه چندین مورد شکایت از خبرنگارها در دوره آقای احمدی نژاد شده است همه را برگرداندیم و به خبرنگارها گفتیم انتقاد کنید و ما هیچ مشکلی با نقد، با طرح پرسشها و چالش و پرسش و پرسشگری نداشتیم، بیشترین حضور را من در جمع خبرنگارها داشتم و در این حوزه ها ما هیچ مسئله ای نداشتیم، ولی در یک مقاطعی، چون ما متأسفانه مورد یک هجمه سازماندهی شده است و برنامه ریزی شده است قرار گرفته بودیم و از نوع خودش بی نظیر بود در آن چهار سال.

گروه های متفاوت هم با هم چفت شده است بودند. به عنوان نمونه جنگل خوارها با شکارچی ها و آن ور با سیاسیون، با دلواپس ها؛ یکی ماشین الکتریکی علم می کردند، جنجال جمشید آرین، آن یکی می گفت زن ابتکار رفت دست داد با وزیر آلمانی؛ وزیر آلمانی خب زن بود؛ یک جوری پخش کردند که هنوز که هنوز است عکسش را جهت من می فرستند. می گویند شرم آور است این حرکت؛ می گویم خب زن بود. ما واقعا با پدیده خیلی عجیبی در این چهار سال مواجه بودیم، یعنی یک هجمه سازماندهی شده؛ من گاهی اوقات می گفتم یک شرکت حفاظت محیط زیست در برابر این شرکت قرار گرفته جهت تخریب و جهت زدن، جهت خبرسازی. ما هر کاری می کردیم و یک کار مثبتی انجام می دادیم، متناظرش یک خبر منفی می رفت. خیلی از این ماجراها داشتیم؛ یعنی هر کاری می کردیم و کار مثبت بود، پشتش یک هجمه و یک جنگ روانی بود.

هنوز هم ادامه دارد؟

تا یک حدی هست؛ جهت مثال می گویند زن ابتکار ١٣ آبان سردمدار بوده ولی الان، پسرش را فرستاده آمریکا. ولی کسی نمی گوید پسر من ٣٢ سالش بوده و فوق لیسانسش را کشور عزیزمان ایران گرفته، چندین سال کار کرده در ایران، یک رشته ای را پیدا کرده، آن رشته را در کشور عزیزمان ایران پیدا نکرده، بسیار علاقه مند است و با CV خیلی خوبی پذیرش گرفته با زنش و با فرزند اش جهت ادامه تحصیل، براساس آن پذیرش و استادی که آنجا پیدا کرده و رشته ای که پیدا کرده، رفت آمریکا جهت ادامه تحصیل.

ضمن اینکه مگر ما مشکلی داریم، الان با همه خصومت ها و دشمنی هایی که بین کشور عزیزمان ایران و آمریکا بوده، درس خواندن هیچ وقت مسئله ای نبوده؛ این تصمیم خودش بوده و تصمیم گرفته و رفته، ولی این تبدیل می شود به یک جنجال. یا سر مشکلاتی که جهت آن یکی پسرم درست کردند، دعواهای شخصی یک فردی که دنبال اخاذی بود، دعواهای شخصی را به علت آن زمینه چینی هایی که بعضی خبرگزاری ها کردند به یک ماجرای رسانه ای تبدیل کردند که اول یک جور دیگری مطرح شد و بعد آقای اژه ای تعمیر کرد و گفت نه، این مسئله شخصی بوده و هیچ ارتباطی ندارد.

خب اینها جنجال هایی بود که خیلی به خانواده آسیب زد، چون خانواده که سیاسی نیستند و دنبال زندگی عادی خودشان هستند و هیچ حفاظی ندارند در قبال این هجمه ها عملا و بیشترین آسیب ها و حتی بدترین آسیب ها را خانواده من در این دوره دید. هجمه ها هم هجمه های سیستماتیک و کارشده بود و دیگر از حالت عادی کاملا خارج بود. کامنت ها هم کاملا مدیریت شده است بود، این طرف یک ادمین داشتیم و از آن طرف چند هزار نفر با مأموریت کامل و کاملا مشخص بود و برنامه ریزی شده است بود.

خب این خارج از آن چارچوب ها بود، ضمن اینکه ما رسیدیم به اسفندماه و واقعا درگیر بودیم و کارهایمان را نمی کردیم و آمارمان را آماده می کردیم و تصمیم گرفتیم و گفتیم مدتی کامنت ها را ببندیم تا بعد ان شاءالله که وقت بهتری فراهم شد، کامنت ها را باز می کنیم. بعد جمع بندی مان این شد که این هجمه ها و آن فضاسازی هایی که این کامنت ها به وجود می آورد که خیلی از حالت طبیعی خارج تر هست؛ کامنت مدیریت شده است بود، به همین علت تصمیم گرفتیم این کار را نکنیم، ولی در کنار این من مرتب با رسانه ها جلسه و مصاحبه داشتم، ولی آن هجمه ها یک کار سیستماتیک بود.

در عنوان زنان، واژه ها نقش مهمی ایفا می کنند. یعنی اگر شما یک واژه را این طرف و آن طرف بگویید، ممکن است به قیمت های گزافی تمام شود. می خواهیم بدانیم آمده اید در معاونت زنان که چه بکنید؟ در پرسشها و پرسشها زنان که از کمترین حقوق مدنی برخوردار هستند، شما دنبال برابری خواهی هستید، آیا دنبال این هستید که این برابری را در حقوق زنان و مردان ایجاد کنید؟

فکر می کنم جهت برقراری قوانین و مقررات باید برابری میان زن و مرد برقرار شود، یعنی تمام تلاش ما این است که در نهایت زن و مرد و هر دو را انسانی ببینیم و باید تلاش کنیم در دولت، در مراجع سیاست گذاری، قانون و همه جا این نتیجه فراهم شود که زن و مرد وقت های برابر داشته باشند و آن جاهایی که فاصله افتاده؛ در بهداشت، در آموزش، در مباحث حقوقی، تلاش کنیم فاصله ها را کمتر کنیم و تلاش کنیم این کار را هم بدون تنش، بدون آسیب، بدون جنجال هایی که هر لحظه آسیب زشت بوده به نظر ما، هر لحظه باعث شده است عقب نشینی هایی داشته باشیم و باعث شده است وقت هایی را از دست بدهیم. تلاش کنیم با یک خط مشی پویا جلو برویم، یعنی دچار ایستایی نشویم، دچار رکود نشویم، عقب نشینی نکنیم، ولی منطقی پیش رویم و با همکاری همه بخش ها، همه قوا، اعم از زن و مرد؛ ما عنوان زنان را اصلا در این دوره قرار نیست ببینیم؛ یعنی عنوان زنان، عنوان مردان هم است.

مردان باید به میدان بیایند و در خیلی از این پرسشها کمک کنند؛ یعنی می خواهیم این فاصله خانمانه – مردانه را کم کنیم، چون اولا اینجا پرسشها خانواده هم هست، ثانیا مسئله زنان اصلا موضوعی نیست که فقط خانمانه دیده شود یا از سوی زنان دنبال شود؛ اتفاقا موقعی مسئله حل می شود که در برنامه ریزی های عمومی کشور، در برنامه ریزی های خاصی که می شود، در برنامه ریزی هایی که بسیاری از آنها هنوز دست مردها هست، مسئله کاملا دیده شود، متوجه آسیب شوند و به آن توجه کنند؛ بنابراین تلاشمان این است که یک؛ بتوانیم نگاه را فراگیر کنیم، بتوانیم خیلی از ممنوعیت های فرهنگی را که حالا نانوشته است که سقف های شیشه ای اطلاقش می کنیم؛ اینها را با گفت وگو، با تعامل، با صبر، ولی در عین تلاش جهت پیشرفت، نه صبر به مفهوم ایستایی یا عقب نشینی پیش ببریم. به مفهوم اینکه این حق طبیعی آحاد جامعه هست، حق زنان هست، حق مردان است و دختری که از حقوق خودش آگاه نباشد یا جاهایی که واقعا به نظر می رسد این حقوق دارد نادیده گرفته می شود، این آسیبش فقط جهت زنان نیست، این آسیب جهت همه جامعه هست، همه دارند لطمه می خورند.

می گویند به علت حواشی ای که حوزه زنان دارد، شما پرسشها زنان را با چراغ خاموش پیگیری می کنید، الان این چراغ خاموش یعنی چه؟ دیگر حوصله حاشیه ندارید و دارید چه کار می کنید؟ احساس می شود هم صدایی شما با زنان یک جاهایی انگار کم هست، یعنی یک وقت هایی که زنان نیاز دارند که شما به عنوان لیدر وارد شوید و بگویید من حواسم هست، سکوت می کنید، بعد ما هنگامی که که غرها را به گوش همکارانتان می رسانیم، می گویند زن ابتکار دارد یک کارهایی می کند، ولی انگار حوصله ندارید جواب بدهید فعلا.

(خنده) حواسم هست… نه؛ حواسم هست. ما خیلی از کارهایی را که کردیم، خبری هم کردیم و داریم دنبال می کنیم. نشانه گذاری های روشنی کردیم و فکر می کنیم برویم سراغ یک سری پرسشها اساسی. به عنوان نمونه در حوزه خشونت، خیلی براق جلو آمدیم؛ خیلی باز، خیلی روشن. من تقریبا در تمام صحبت هایی که می توانستم و با بحث خشونت مرتبط بوده که به تازگی هم جهت هفته سلامت زنان صحبتی کردم؛ مستقیما به بحث خشونت های روانی، لفظی و فیزیکی علیه زنان اشاره کردم و همچنین به اینکه ما باید در این حوزه کار کنیم؛ هم کار فرهنگی و هم کار قانونی که لایحه امنیت اجتماعی زنان است و فکر می کنیم که مسئله خیلی مهمی است.

گفتیم و صحبت هم می کنیم و خیلی هم روی این عنوان چندین جا که مرتبط با مسئله اورژانس های اجتماعی بوده یا مرتبط با بحث آسیب ها بوده، من رفتم و حضور پیدا کردم؛ جهت اینکه مشخص شود در این مسئله موضعی براق و روشن داریم و عنوان خیلی مهم هست. می خواهم بگویم ما در زمینه هایی که مورد نیاز بوده و شاید خبری و رسانه ای کردن کمک می کند و به نفع مسئله هست، هم از نظر نشر آگاهی و هم از نظر اینکه دستگاه های دیگر را بیاوریم پای کار، کار کرده ایم؛ چون بالاخره ما نتیجه می خواهیم. اگر موضوعی را خبری می کنیم، به علت این است که اعتقاد داریم آگاهی، فهم و اطلاع رسانی آن حق بوده و بافایده است و می تواند به حل مسئله کمک کند.

اگر جاهایی هم تلاش می کنیم بی علت مسئله حواشی پیدا نکند، به این علت است که فکر می کنیم کار ما را دچار مسئله می کند؛ منتها یک برداشت هایی، یک سلیقه هایی، یک نگاه هایی هم در جامعه ما وجود دارد. یک راهش این است که ما در همه این عرصه ها به آب بزنیم و بی محابا جلو برویم و یک سری جبهه های تازه را دوباره باز کنیم، هم درگیری هایی را به وجود بیاوریم، هم تنش هایی را ایجاد کنیم که عملا تجربه نشان داده خیلی حرکت ما در این زمینه کند خواهد شد؛ یعنی عملا اگر باب این رودررویی ها و تنش ها باز شود، آسیب ها هم زیاد خواهد بود و آن پیشرفت های مورد نیاز اتفاق نمی افتد.

این به آن مفهوم نیست که مطالبات مطرح نشود، به این مفهوم نیست که ما پرسشها را مطرح نکنیم، انکار کنیم. نه؛ ما آسیب ها و پرسشها را انکار نمی کنیم؛ پرسشها هست، مطالبات هم هست؛ ولی اینکه راه حل ها چیست و چگونه باید به سمت حل این پرسشها برویم، فکر می کنم در بعضی از موارد در کمیسیون های دولت، جلساتی است که پیگیر عنوان هستیم و رها نکردیم و هیچ کدام از این موضوعاتی که مطرح هست، رهاشده نیستند؛ ولی جاهایی فکر می کنیم اگر کمتر رسانه ای شود، به نفع کار هست؛ ولی اینکه مطالبات طرح شود، بیان شود، ما هیچ وقت مخالفت نکردیم.

خانم ابتکار با شرکت های موازی با معاونت زنان که همفکر هم نیستند، چه می کنید؟

ما اولا اعلام کردیم عنوان زنان را ملی می بینیم و فکر می کنیم همه باید کمک کنند. فکر کنم همدلی خیلی مهم هست. هرچند ما یک اختلاف نظرهایی داریم و ممکن است بالاخره متفاوت فکر کنیم؛ ولی اشتراکاتی هم داریم؛ یعنی همه قبول داریم که به عنوان نمونه حوزه خانواده، حوزه ای است که آسیب هایش خیلی زیاد شده، همه قبول داریم که آسیب های اجتماعی زیاد شده است و یکی از قربانیان این آسیب ها، زنان هستند.

البته پسرها هم هستند؛ پسرهای جوان هم دارند آسیب می بینند و این آسیب ها را همه قبول داریم، بعد می توانیم با همدیگر به این تفاهم برسیم که جهت اینکه راه حل های منطقی و علمی مؤثر را جهت کم کردن این آسیب ها پیدا کنیم، باید تلاش کنیم. می توانیم حوزه هایی هم پیدا کنیم که با هم در اجرا به اشتراک نظر برسیم. ممکن است در همه حوزه ها نباشد؛ ولی در حداقل هایی که می توانیم، با هم همکاری کنیم. به نظر من بالاخره قبول داریم طیف های متفاوت سیاسی و طیف های متفاوت فکری در این کشور وجود دارند؛ یعنی انکار یا تقابل با این طیف ها، جهت بحث زنان به نظر من بافایده نخواهد بود. ما بالاخره اصول خودمان را داریم؛ خط مشی دولت مشخص هست، خط مشی ما جهت زنان و برنامه هایمان را هم اعلام کردیم.

کی با هم برویم استادیوم فوتبال ببینیم؟

(خنده)… بالاخره این پرسشها در مقاطع متفاوت پیش آمده است و بعد یک موقعی حل شده است و رفته هست. این فرازونشیب ها است و ان شاءالله بالاخره با تلاش هایی که می شود و با درایت پرسشها حل می شود. من فکر نمی کنم ما در این پرسشها توقف داشته باشیم و فکر کنم ما پرسشها را حل می کنیم. زمانی که ما کار را در اوایل انقلاب شروع کردیم، حوزه ورزش بانوان کاملا بسته بود و حوزه ممنوعه بود و افرادی آمدند و فداکاری کردند؛ فداکاری هایی که زن فائزه هاشمی کرد، زن طاهریان کردند؛ واقعا شکستند؛ ولی با درایت، با برنامه ریزی و قدم به قدم. این نبود که بخواهند کاری کنند که یکدفعه همه راه ها بسته شود.

قدم به قدم جلو رفتند و امروز به جایی رسیدیم که خیلی عادی است که شما تلویزیون را روشن می کنید و رسانه ملی دارد بانوان را پخش می کند. اصلا آن چیزی که می گویی، قابل تصور نبود. تصور نمی شد که روزی ما ورزش بانوان را در رسانه ببینیم. ورزش بانوان پخش می شود، امروز زن ها و مدال آوران و دیروز زن های پارالمپیک مدال آور که مدال آورده بودند و در خدمتشان بودیم. خیلی شرایط تفاوت کرده و من فکر می کنم یک واقعیت هایی را بالاخره جامعه ما باید بپذیرد و اینها اتفاقاتی است که لاجرم خواهد افتاد که تحولات مثبتی هست.

شما برابری خواه هستید؟ بدون اینکه فکر کنید لطفا جواب بدهید…

خب نمی شود که فکر نکنم… . جوابش بله یا خیر نیست؛ جوابش یک توضیحی است که من فکر می کنم «انسان به ماهو انسان» و اساس خلقت هست؛ چون ما هم جسممان و اینکه زن یا مرد آفریده شدیم و اینکه مسئولیت های اجتماعی مان مادری است یا پدری، اینها ثانویه هست. اول اینکه انسان، یقینا همه انسان ها، همه انسان ها آن چیزی که قرآن کریم بر آن تأکید دارد، از نفس واحده خلق شده است اند؛ یعنی در ذات، هویت و ارزش انسانی، هیچ فرقی بین انسان ها از جنسیت، از نژاد، از کلیت نیست.

اخبار اجتماعی – شرق

واژه های کلیدی: خانواده | خانواده | معصومه ابتکار | اخبار اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz